یادگاری

همه چیز اینجاست

... سیلی نور ...

2 تن 19 ساله بودیم

در انباری تنگ و تاریک

عرق میرختیم و از نفس افتاده بودیم

قبل بوسه رمانتیک

ناگهان سیلی نور آمد

با فحش و چوب تر

این اولین و آخرین عاشقانه ما بود

بعد سه سال انتظار تر

او رفت از محله یا شهر یا کشور

هیچ نمیدانم و هیچم

و من و خانه بد باختیم

من عشق خانه خط تلفن

۲۰ آذر ۹۷ ، ۱۷:۴۴ ۰ نظر
فریدون حیدریان

(( زیر سیگاری ))

رو پشت بوم سرد

زیر آسمون سرخ رنگ

یه لنگه کفش پاشنه بلند

شده زیر سیگاری من

اما برف بدرقه ام میکنه

با یه لنگه کفش زنونه

منتظر بارون بودم امشب

مثل تو نیومد و کوره

آخر منو میسوزونه

این انتظار بی سر و ته

نیستی بگو نیستم

که چاقوی انتظار کنده

۱۷ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۱ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... مادر عروسک ...

لباس شویی میچرخه و

توو فکرم

چی بپوشم

چی بگم

آخه حرف همیشه

توو دهنم میچرخه

حوصله من و او

پیر میشه

یعنی باز همون بازی

من پر حرف و

او پر حدس و

اشتباه و لغت تکانی

خاموش میکنم و خاموش میشم

من نمیرم با روح خیسم

حتما به لکنتم میخنده

من مادر عروسکم میمونم

۱۰ آذر ۹۷ ، ۲۰:۵۶ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... دو آسمون ...

به دوربین میخنده

انگار اخم منو میبینه

میگه حال کشور خوبه

آمار دروغ نمیگه

سرم از درد میمیره

این نمایش کابوسه

چرا دیگه نمیخندم

چرا دستم تیر میکشه

خاموش میکنم و خیس میشم

زیر دو تا آسمون

لعنت به من ساده

که رفتم و رای دادم

۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۷:۴۴ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... شهر دل من ...

شهر دل من

بوق سلام و خداحافظ

نداره

حتی یه کلاغ دلسوز هم

نداره

مدتی است

که زیر برف بغض مانده

انگار که خورشید

نداره

گاهی رعد و برق است

اما لذت باران را

نداره

شهر دل من

فندک و سیگار و دوده

اما توتون درد عشق را

نداره

۲۹ آبان ۹۷ ، ۲۱:۱۰ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... انتخاب تو ...

تن من یا تن تو

انتخاب قربانی با تو

بمیرم یا بمیرم

زیر رگبار بوسه های تو

۲۸ آبان ۹۷ ، ۱۸:۳۶ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... رنگ بازی ...

تیزی دهانم

دلم را برید

ای وای من

نگارم رنجید

حال نمیدانم

من میخندم یا آینه

حال نمیدانم

من میشکنم یا آینه

من بعد دروغ و دروغ

صداقت بی صداقت

نقاب و رنگ بازی

شادی و فلسفه سازی

۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۷:۱۰ ۱ نظر
فریدون حیدریان

... مثل جیغ ...

نشسته ایم رو به روی هم

تکیه دادیم به دیوار های خیس

ساکتیم و عرق میریزیم

در این حمام خاطره خیز

لباس میکنیم و شروع میکنیم

به خاموش کردن شمع های هیز

در آغوشش زیر دوش میلرزم و

و بلند بلند میخندد مثل جیغ

لباس تنم میکند یعنی خداحافظ

لباس تنش میکنم یعنی خداحافظ

قرار بود عشق کنیم با تیغ

باز نشد نشد باز هیچ هیچ

۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۰:۵۴ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... نرگس و قاسم ...

قاسم را بو میکند

نرگس بی همه چیز

همیشه عطر مخصوص میزند

برای نرگس خنجر تیز

سه ماهه آخر هفته

به خانه نرگس میرود

سه ماهه تمام هفته

زبان شکایت ندارم

امشب بعد بازی فوتبال

فیلم نرگس و قاسم

امشب دو قبیله تازه نفس

داور بازی نرگس و قاسم

۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۶:۲۹ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... غم با گریه نمیمیره ...

شب اول جدایی

خیلی سرد بود

مثل همین امشب

که باد و بارونه

گریه کردم یا نه

خوب یادم نیست

ولی خب میدونم

غم با گریه نمیمیره

هنوزم بازی میکنی

با دو تا آس دل

من دیگه نمیجنگم

واسه حرف دل

خداحافظ دیرت شده

یا شایدم دیرم شده

رفتی سلام برسون

سراب بعد دیدار

۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۹:۱۵ ۰ نظر
فریدون حیدریان