یادگاری

همه چیز اینجاست

لکه شهر

 ((من)) منو کجا میبری؟

با توئم چادری

بذار برات توضیح بدم

نرم میره میفهمی

((او)) تو از بدم بدتری

نه مانتو نه روسری

دروغ نگو میدونم

اومدی واسه دلبری

((من)) من اومدم دلبری؟

کفش ندارم خوب ببین

باید بهش زود برسم

بره میمیرم لعنتی

((و میگذره از رو سرم

هواپیمای مسافرم

زانو میزنم و میبارم

میگه پاشو خواهرم))

((من)) تو آخرین شانس منو گرفتی

تو لکه این شهری

تف به تو و چادرت

یه روز زیر پام له میشی

۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۳۰ ۰ نظر
فریدون حیدریان

گیتار زخمی

توو یه قبر خالی

کنار قبر تو

با یه گیتار زخمی

میگذرونم تموم شب رو

با همین دست خونی

زیر این بارون شب سرد

دوست دارم تا ابد بمونم

نمیخوام تموم بشه شب

یادته با این آهنگ

توو بالکن میرقصیدیم

سیگار به دست

با شادی و بدون ترس

راستی تولدت مبارک

سی ساله شدی گلم

اگه بودی توو کافه بودیم

من میخوندم و تو میخندیدی

۲۸ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۲۹ ۰ نظر
فریدون حیدریان

مهم نیست

دین من یا دین تو مهم نیست مهم نیست

پوشش من یا پوشش تو مهم نیست مهم نیست

رفتار من و تو مهم است مهم است

حیا و احترام من و تو مهم است مهم است

۲۳ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۱۹ ۰ نظر
فریدون حیدریان

لاک مشگی

ای آینه تو هم دروغ میگی

این ریش و موی بلند مال من نیست

من هنوزم جوانم

در من نشانی از پیری نیست

ای دل تو هم دروغ میگی

او هنوز مرا دوست دارد

هنوزم پلی برای برگشت

وجود دارد وجود دارد

اما تو هم دروغ میگی

وقتی که لاک میزنی و

دستت میلرزه

وقتی که گوشیت میلرزه و

جواب نمیدی

وقتی که به زور میخندی تا بگی

همه چیز خوب و عالیه

۱۴ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۲۰ ۱ نظر
فریدون حیدریان

آخرین قطره

ابری که میشد

میرفت حموم

میبارید و میبارید

تا آخرین قطره

منم پشت در

حوله به دست

میباریدم آروم آروم

تا مرز هق هق

گاهی هم آواز میخوند

منم زمزمه میکردم

همزمان با او

و آواز این بود

دور شو از من

آن زخم کینه شده

سکوت خسته پیر من

با غمت جاودانه شده

۲۶ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۳۵ ۱ نظر
فریدون حیدریان

نوک شکسته

رو در چوبی خونه

یه کلاغ پیر نشسته

سر تا پاش خیسه

دو روزه که نرفته

بهش که زل میزنم

نوک شکسته اش میلرزه

دونه و آب براش میذارم

پایین نمیاد میترسه

فردا که اثاث کشیه

باید برم یه جای دیگه

هیچکس به من سر نزد

به جز همین کلاغ پیره

دلم براش میسوزه

انگار خبر داره و نمیگه

تو هم باهام بیا کلاغه

تنهام مثل تو نوک شکسته

قفس و آزادی برامون

دیگه هیچ فرقی نداره

۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۳۳ ۰ نظر
فریدون حیدریان

بهار و غمش

صدای هق هق پدر

بلندتر از دوش میشه

وقتی که بهار و غمش

نزدیک و نزدیک تر میشه

مادر جلوی آینه نمیره

خیلی کم حرف شده

شبیه یه مرد شده

فقط یه سیگار کم داره

برادر گونه اش کبوده

دلش شکسته و خونه

بیکار و یارش رفته

دیشب از رقیب عشقی کتک خورده

خواهر با عروسکش خوابیده

دنیا براش فقط بازیه

با یه بادکنک شاد میشه

خواب و بیداریش شیرینه

۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۳۶ ۰ نظر
فریدون حیدریان

هنوزم داد میزند

بیرون میزنم

از خانه عشق و خیانت

به درخت میرسم

تکیه میدم راحت

بغض میکنم

وقت گریه است

به در خیره میشم

دلم منتظر است

اشگ میریزم

در حیاط باز است

به سوی در میرم

داد میزند عشق من است

نگاهش میکنم

چشم او هم تر است

به راهم ادامه میدم

میدود و به در میرسد

اجازه عبور نمیدهد

تمام وجودش ترس است

میگوید به کسی نگو

میگویم خیالت راحت

اما فردا فردا

جدایی من و تو است

۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۳۳ ۰ نظر
فریدون حیدریان

افکار طوسی

سلام من افکار سعید طوسی م

میخوام یه کم درد و دل کنم

چرا دادگاه میرین ناله کنینن

بیاین یه قانون جدید اضافه کنیم

چرا نباید پسر صیقه کنیم

چرا یه تنوع توو زندگی نداریم

خدا فراموش کرده بگه

بیاین به جای خدا حرف بزنیم

آب از آب تکون نمیخوره

چرا اینقدر دست دست بکنیم

اگه بشه به قرآن ثواب میکنین

منم قبل و بعد قرائتم دعاتون میکنم

۱۰ بهمن ۹۶ ، ۰۵:۳۲ ۰ نظر
فریدون حیدریان

دستای مقدس

تو محله مون یه پیرمرده

که همه بهش میگن دیوونه

با ریش و موی بلند جذابه

هیچ کس خنده و گریه شو ندیده

هر موقعه که یه پیکان رد میشه

یه دقیقه فقط دستاشو میبوسه

میگم پیکان و دوست داری

میگه یه روز با پیکان رفت و رفت

میگم چرا دستاتو میبوسی

میگه دستای من مقدسه

میگم چراشو به هم میگی

میگه آخه یه روزی تو دستای اون بوده

ساکت و مات میشم مثل مجسمه

میگه خاطره های خوب و بد

همیشه همیشه موندگاره

۰۱ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۳ ۰ نظر
فریدون حیدریان