شیرینترین
سکوتِ من
با لبهای تو بود
میانِ دستهای باران و زمین
و قطره قطره خیالِ چشمِ خودم
گمت کردم و گم شدم
با پیانوی برف
نُت به نُت
به یادت بودم
ای گل نمیدانم
که پرپر شدی
یا پرواز میکنی
پنهان است
در آغوش
بوسهِ دو قلب
نیمهِ گمشده نه
نیمهِ من تویی
تو
صدایت میکنم گُلِ نور
چون در غیبتِ روزهایم
به جای خورشید شکفتی
حالا دیگه لبام میگیرن
لبای خشک و دورم
همون لبا که گفتی
خندونِ بیلب میمونن
ماهِ شب و روزم
برایِ منِ دورافتاده
پناهی نیست به جز خیالت
پاییز است
آلبالوی یخزده میخورم
به یاد گوشواره تو