یادگاری

همه چیز اینجاست

۲۲ مطلب توسط «سعید» ثبت شده است

انگاری تموم شد.

الان دقیقا تو حالی ام که نمیدونم چیکار کنم! غصه بخورم، بخندم، بزنم بیرون و گریه کنم... واقعا نمیدونم

تو این هفته که حسابی دپرس بودم و دست خودمم نبود

از اونجایی که خیلی دوست داشتم و دارم بی اختیار خودکار به سمت نوشتن درباره تو میره! باور کن

اینا دیگه شعر نیست که دنبال قافیه بگردم و بعضی واقعیت ها رو نگم و بعضی هاشو اغراق کنم

اینا حرفه دله

شنیدم عروس شدی. منتظر که چی بگم ولی فکر می کردم اتفاق بیوفته. اما ازم توقع تبریک نداشته باش

تو فکر اینم که یه کتاب بنویسم در مورد تو، خودم و تو

در مورد عشق بی نهایت یکطرفه من به تو، بگم از کجا شروع شد، خدا لعنت کنه اونایی که نزاشتن بشه بهت نزدیک بشم

من در مورد تو خیلی مصمم بودم ولی خدا انگار دلش نخواست و بنده هاشو وسیله کرد تا ماجرای من پایان باز داشته باشه

تنها کسی بودی که هر روز حداقل یکبار اسم و عشقتو با خودم یاد آوری می کردم

نمیدونم پیش کی هستی و از من خوشتیپ تره یا جذاب تر... چه سوالایی میپرسم ... کنجکاوم بشناسمش

همیشه فک میکردم ازتو جلو میزنم و یه روزی یه جایی به هم بر میخوریم و تو اون لحظه تو حسرت ازدست دادن منو میخوری

ولی انگار راه من و تو از هم خیلی فاصله داشت، تو تو راهی بودی که من هرگز به اون راه وارد نشده بودم

اما اگه حتی شده تو هیچ فرعی به هم نرسیم مطمئنم آخر جاده به هم میرسیم

امیدوارم اون لحظه من خوشحال باشم از دیدنت و تو سوپرایز شی

تنها مسئله ای که میمونه عشق من نسبت به توست

با اینکه وجود تو در تخیلی ترین تخیلاتمم دیگه ممکن نیست ، بازهم نگرانم نتونم فراموشت کنم و فکر تو در تصمیمات و قسمت های مهم زندگیم اثر بزاره

آخرین حرف که حرف واقعی دله:

پشیمونم که هیچوقت بهت نگفتم دوست دارم.

۰۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۶ ۰ نظر
سعید

نبودت

امشب سخت ترین سوال زندگیمو جواب دادم
 تو الان خواب و من الان بیدارم مبادا بخوابم 
و خواب شیرینی از تو ببینم
خیلی لذت بخشه ولی تلخیش اونجاشه
که از خواب بیدار میشم
میبینم فقط  یه خواب بود
گاهی حضور واقعی آدم ها 
مثل سایه ای که ازشون ساختی 
دوست داشتنی نیستند
من همین دور بودنتو دوست دارم
همینکه فقط یه خیالی 
یه رویایی 
دست خالی بدون چتر بدون خیابون و حتی بدون بارون
هر جایی با منی تو خوبی ها بدی ها غم ها و شادی ها 
تو روز تو شب تو رختخواب تو اتوبوس کنارم
 هیچوقت مخالفم نیستی
همش بهم میخندی و از دستم ناراحت نمیشی
مداوم منو میبوسی و نگاه عاشقانتو از من دریغ نمیکنی 
مگه میشه آدم بود و اینهمه خوبی یجا داشت
۱۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۴ ۰ نظر
سعید

سفید و سیاه

بهار و عید امسال دلم عزا گرفته


هوای غم دوباره تو این فضا گرفته


دلم شکسته تر شد از آخرین نگاهت


فهمیده بودم میری با چادر سیاهت


نشد تو رو با سفید مهمون قلبم کنم


عشق تو رو رو بومم کبوتر جلدم کنم


نشد یه بار یه لبخند از سر مهربونی 


به روی من بیاری از عشق برام بخونی


نشد تو جاده های بارونی هم قدم شیم


تو پارک و تو خیابون ما دست به دست هم شیم


حتی نشد یه بوسه از لب هم بچینینم


دنیارو از نگاه دو تا عاشق ببینیم


نمیدونم کجایی چه حالی داری الان


تا آخر دنیا هم یادت میوفتم هر آن

۰۱ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۲۹ ۱ نظر
سعید
شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۴۱ ب.ظ سعید
انتظار (شبم تاریک و من در انتظارم )

انتظار (شبم تاریک و من در انتظارم )

تو تابستون به این گرمی و آروم

تو دل انگار بد جور بی قرارم

دلم سرد و زمستونی و پر برف

شبم تاریک و من در انتظارم

نشستم گوشه ای آروم و ساکت

شاید از آسمون جاری بشه مهر

شدم ترسوترین آدم تو دنیا

شاید عشقم طلسمم کرده با سحر

چشام دنیایی پر باغ و قشنگ دید

زمانی که به تو دل بسته بودم

چه ساده از دلش بیرونم انداخت

کسی که تا به جون وابسته بودم

هزار بارم اگر ترکم کنی باز

هوایی غیر تو تو این سرم نیست

اگر طردم کنی جز تو تو این دل

کسی اندازه تو بهترم نیست

کنارت بودم اما با چه نفرت

نگاهم کردی و رفتی تو ساده

اگر صدبار بدتر باز بشی بد

هنوزم تو سواری من پیاده

۰۷ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۴۱ ۰ نظر
سعید
چهارشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ق.ظ سعید
منو شب

منو شب

شبم تاریک و من در انتظارم (بزودی)

۰۴ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۰۳ ۱ نظر
سعید

نیمکت

یه نیمکت تو خیابون قشنگه زیر بارون


کنارم باشی باهم بریم راه آروم آروم


قشنگه وقتایی که چشام پر اشک میشه


با دستای لطیفت گونه هام باز لمس میشه


چقدر خوبه زمانی که من ناراحت و دلم گرفته


یهو با دیدن صورت ماهت میبینم شادی دنیامو گرفته


تو عشقی و تو آرومی واسه من


بیا امشب تو توی آسمونم


تو این روزای سرد و زرد  و خسته


دل هیچکس مثه من نشکسته


یه روز پاشی ببینی نیست تو جات


کسی که بوده تنها تو ی دنیات


ببینی جای اون یه قاب عکسه


نمیدونم چطور قلبم نترسه


شدم تنهای تنها توی خونه


همه جاهای خالی جای اونه


میگن اونی که رفته دیگه رفته


فقط دیدار ماست آخر هفته


من اینروزا میام به دیدن تو تو تو شب ها بیا تو خوابای من


میخوام چشمامو باز امشب ببندم بزاری دستاتو تو دستای من


تو عشقی و تو آرومی واسه من بیا امشب تو توی آسمونم


 

 

 

 

۳۱ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۲ ۳ نظر
سعید
شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۵۰ ق.ظ سعید
گلدون

گلدون

سلام به بیمعرفت بیصدا  *** سلامتی همه عاشقا

 

یادت باشه که من هنوز همونم  ***  تا ته به پای عشقم میمونم

 

میخوام که من بگذرم از گناهت *** بگم  چه حالی شدم از نگاهت

 

یادت میاد روزی رو که  آوردم  *** واست یه گلدون قشنگ مشکی

 

کاش گلدونو ازم تو میگرفتی ***  قلبمو زیر پات نمی گذاشتی

 

از اون روزا چند ماهی هست گذشته  ***  ولی یادت از خاطرم نرفته

 

هروز عشقت توی قلب خستم  *** گر میگیره بس که تو رو نداشتم

 

دراکولا گفت بی خیال لیلا  *** اون تنها نیست اینو میگن خیلیا

 

اما مگه دل سعید حالیشه  *** جز تو کی تو قلب اون جا میشه

 

قلبمو از دست تو پاره کردم  *** راهی واسه درد تو چاره کردم

 

اما چی بگم ای دل غافل  *** عامل مرگ من میشی تو این دل

 

بگو تا کی باید صبوری کنم  *** تا کی باید از عشق دوری کنم

 

باور بکن دیگه دارم میمیرم  ***  اگه نخوای به زور تو رو میگیرم

 

لیلا خداوکیلی بی انصافی *** اگه بیام رومو زمین میندازی

 

اگه یه لحظه جای من تو بودی  *** صد تا کفن الان پوسونده بودی

             

میبینی مردن واسه تو کارمه  *** از عشق گفتن واسه تو لازمه

 

قسم خوردم اگه به تو نرسم *** یه روز خودم رو جلو روت میکشم

       

 

۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۵۰ ۳ نظر
سعید

قلم و کاغذ


قلم و کاغذ و دستام همه با هم شدن همدست

به تن خاطره هام چنگ میزنند تنی که خستست

روبه روی چشمم امروز چه نگاه بی حسی

داری انگار توی قلبم غم و از نو میفرستی

تو نگاهت واسه ی من نداره رنگ محبت

توی حرفای قشنگت داری رنگ و بوی نفرت

نزدیک همدیگه میشیم ولی با میل جدایی

آخ ببین کجای قصه افتادیم فکر رهایی

حالم بدجور شده داغون نمیدونی چی کشیدم

تو خیالم تورو هر روز یه خدا فرشته دیدم

شاید باهم ما ی جاییم ولی دنیامون یکی نیست

حالا فهمیدم عزیزم عاشق بوندن الکی نیست

۰۱ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۹ ۲ نظر
سعید
سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۵ ب.ظ سعید
زمستون

زمستون


دلم تنگ شده بازم واسه یه روز برفی


یه روز با اوج سردی نداشته باشی حرفی


زمستون سرده آره ولی یه حسی داره


خیابون تو زمستون واسم ریل قطاره


یه پالتو روی دوشم نم بارون تو چشمام


با یه آهنگ آروم میگیره معنی دنیام


سیاه پوشم تو شب ها باشب ها میشم همرنگ


آلارم عشق دیروز تو گوشام میزنه زنگ


زمستونه ولی من یه مردادی تبارم


مگه میشه تو باشی بنالم از بهارم


یه دل دارم تو دنیا که گاهی میشه ابری


بدونی چی کشیدم تو دل دارم چه صبری


من از بی طاقتی هام شدم آواره شب


نه از سرما میترسم نه از سردرد و از تب


دلم آشوبه بی تو تو تابستون بی رحم


نبودت در کنارم گذاشته رو دلم زخم


همش رویای با تو تو ذهن من میچرخه


زمستون تو خیابون با یادت خیلی تلخه



۱۶ تیر ۹۴ ، ۲۰:۰۵ ۵ نظر
سعید

دوبیت قدیمی

۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۴ ۹ نظر
سعید