یادگاری

همه چیز اینجاست

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

فاک استوار

کاشت محبت
برداشت زرشک
دست بوسه مقدس وار
جواب فاک استوار
چه پاروها زدم به سوی پوچ
چه شمع ها روشن کردم برای هیچ
ای دل فاصله را بفهم
از خیال و خاطره دست بکش
گفته بودم این شوق بزرگ سراب است
از سر بی کسی با تو مانده است
دیدی آن نیمه جانت رفت
باز ماندی با این سکوت مزخرف
برای او تازه تر بهتر
برای تو کاغذ محرم تر
دورشو از این هیاهو
آدما اجرا میکنن فقط شو
بچسب به تنهایت
وقتی گنج داری همه هستن
وقتی رنج داری ثانیه ی نیستن
۰۹ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۱۶ ۱ نظر
فریدون حیدریان

نم باران جنون

قلم عاشق دروغ نمیگوید
نم باران جنون دارد
برای سخن همیشه مشگل دارد
غلط و درست را نمیشناسد
ز سردی معشوق میسوزد
خیس سر به دیوار میکوبد
با گرمی او میزند و میخواند و میرقصد
و بی نهایت دل تنگ میشود
دوریش او را میتراشید
سر درد به سرش میچسباند
یار خود را ملکه زیبای میبند
حتی به دست کاکتوسی او
با دل و جان بوسه میزند
عطرش را مقدس تر از باران بغل میکند
با او فقط میتواند سکوت را بشکند
غم را به مرگ برساند
از دنیای سیاه خود عبور کند
بال بزند
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۵۶ ۰ نظر
فریدون حیدریان