یکی نبود که بهم بگه
ببین رو به روت دست اندازه
بگه اون داره
تو رو دست میندازه
یه دست گرم نبود
که ذهن پرمو خالی کنه
و نذاره شب را
به سپیده رسانم با چشم تر
دستمو بگیره تو دریای دردام
منو بپذیره با تمام سردیام
یکی نبود فانوس به دستم بده
تو مسیر تاریک
یادم بده هیچ وقت برنده یا بازنده نمیمانم
بگه بیش تر از سهم تو نخواه
مشکلاتی که نمیشه تغیر دادو بپذیرو کنار بیا باهاش
بگه آینده تو با رویاهت نساز
با اراده هات بساز
ببین رو به روت دست اندازه
بگه اون داره
تو رو دست میندازه
یه دست گرم نبود
که ذهن پرمو خالی کنه
و نذاره شب را
به سپیده رسانم با چشم تر
دستمو بگیره تو دریای دردام
منو بپذیره با تمام سردیام
یکی نبود فانوس به دستم بده
تو مسیر تاریک
یادم بده هیچ وقت برنده یا بازنده نمیمانم
بگه بیش تر از سهم تو نخواه
مشکلاتی که نمیشه تغیر دادو بپذیرو کنار بیا باهاش
بگه آینده تو با رویاهت نساز
با اراده هات بساز