یادگاری

همه چیز اینجاست

۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

... بوسه جهانی ...

توو کوچه کثیف فقر

یه پسر همسن من

با لبی سرخ از خون

تکیه داده به دیوار سرد

رو به روش یه دختر ناز

با لبی سرخ از رژ

زانو زده مثل همدرد

مانده بین ماندن و رفتن

دختر به فکر پایانی

پسر به فکر رهایی

من با جنون غریبی

منتظر سرخ ترین بوسه جهانی

۳۰ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۳۶ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... سایه ها ...

سایه های ما دو تا

دست هم گرفتن و

رقصیدن و رقصیدن

اما تو ندیدی و ندیدی

خط به خط

به خاطر عشق

نوشتم و مردم

اما تو سکوتی و سکوتی

دندان به دندان

با کابوس و جنون

باریدم و لرزیدم

اما تو رفتی و رفتی

۱۵ بهمن ۹۷ ، ۲۰:۴۲ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... بهمن ...

بهمن که میرسه

پاکت های سیگار پدر

بی صدا و با صدا

مچاله و پیر میشه

بهمن که میرسه

انگار یه کلاغ پیر

با سکوتی سمج

در خانه پر میزنه

بهمن که میرسه

بهمن بغض پدر

بی صدا و سریع

روی سرم میشینه

۱۰ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۳۲ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... شعر کهنه ...

ما ساده یم ساده

نه رستوران نه کافه

با یه لیوان چای

وسط پل هوایی

او حرف میزند

من شعر

بعد خنده و خنده

با لاک و شعر کهنه

او میرود از یک سو

من میروم از یک سو

او چشم خیس و من خیس

عشق هست و نیست پولی

۰۹ بهمن ۹۷ ، ۱۳:۴۲ ۰ نظر
فریدون حیدریان

... گریز ...

من ماندم و واژه های خیس

پشت به سرابی بدون تردید

کاش زود تر تمام میشد

بازی گریز و تعقیب

من ماندم و زانو های خونین

رو به پلی زخمی

که رفتن یعنی مرگ و

و ماندن یعنی هیچ

من ماندم و کوه های بغض

زیر آسمانی ابری

که سهم من نیست ببینم

خورشید و اندک بارانی

۰۸ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۳۰ ۰ نظر
فریدون حیدریان