من خدای خجالتم
بمیرم دم نمیزنم
وقتی یه کوه غم دارم
فقط زنگ میزنم
ایرانسل یا همراه اول
زن یا مرد
انتخاب من نیست
فقط بازی اعداده
عده ای بعد فحش میخندن
عده ای بعد خنده فحش میدن
عده ای بی عیب و بی خاصیتن
عده ای در دسترس نیستن
من خدای خجالتم
بمیرم دم نمیزنم
وقتی یه کوه غم دارم
فقط زنگ میزنم
ایرانسل یا همراه اول
زن یا مرد
انتخاب من نیست
فقط بازی اعداده
عده ای بعد فحش میخندن
عده ای بعد خنده فحش میدن
عده ای بی عیب و بی خاصیتن
عده ای در دسترس نیستن
روز شبی که خواستم بمیرم
رفتم خون دادم
تا شاید بخندم
قبل خاموش شدن
ولی سخت پشیمون شدم
چون غم توو خونمه
به هر کی یم برسه
یه روز خوش نمیبنه
رفتم سریع گرفتم
خون بی ارزشم و
من حداقل نجات دادم
یه آدم رفتنی رو
حالا شما بخندین
دوستای مست من
اگه خونم بره توو چاه حموم
یه شب میمیرن همتون
روحم از بدنم رفته یا میل رفتن دارد نمیدانم
خانه دور سرم میچرخد یا سرم میچرخد نمیدانم
تو در آغوش منی یا لباس زنانه دارم نمیدانم
شرح گیسوی تو را مینویسم یا حال زارم را نمیدانم
دفتر شعرم را میخوانم یا رمان عاشقانه نمیدانم
تو از در میروی یا میایی نمیدانم نمیدانم
یه شب نزدیک صبح بود
که از آغوش من گریخت
و لخت لخت رفت و نشست
رو به روی آینه کثیف
نمیدونم توو آینه چه میدید
فقط ساکت بود و بی حرکت
بعد شروع کرد به رنگ کردن خود
مثل یه نقاش نمره بیست
برام عجیب بود و پر غم
چون قبلا گفته بود
متنفرم از آبرنگ و نقاشی
بلند شدم و کنارش ایستادم
گفت رنگ کن من و
با هر رنگی که دوست داری
چیزی بگو حرف بزن دکتر
دیوونه شده یا نه
پیره و کم حوصله
ولی خوب میشنوه
اهل نصیحت نیست
فقط مست حرفه
منتظره حرف بزنم
فقط یک کلمه
تا نشون بده
چقدر میفهمه
میگم عشق
میگه یه قدم برداری
تو رو تا ته میبره
مثل پله برقی
میگم خیانت
میگه اشتباه رو
کش بدی
زود میفهمه
بود و ندیدم او را
رفت و حس کردم او را
شب تولد آن نازنین منتظر
دود کردم تمام وجود او را
با مستی شدید زنگ زدم و
گفتم برو دوست دارم او را
حال پشیمانم و بی لذت
کاش داشتم حتی سایه او را
من یه جلاد بی رحم گریانم
من به انتها رساندم احساس او را
بعد من سر کرد با خیال من
مرا باور نمیکند دوست دارد خیالم را
دنیای من بدون تو
سراسر کابوسه
تصورشم واسه م سخته
کسی برات شعر بنویسه
همین طور که هستی
برام بمون همیشه
این یه حرف ساده
حرف یه شاعر بی پناه
تو باشی کنارم
دنیا توو مشتمه
حتی شعرمم
از خوشی میمیره
نرو و خاموش کن
این ماشین لعنتی رو
پیاده شو و بعد برو
تا بفهمه دلم
که رفتی و نیستی
یه دنیا صدا
توو سرمه
این وطن منه
یا مال غریبه
قرار بوده و هست
یه وجب به غریبه ندیم
ما یه دریا شهید دادیم
چه زود فراموش کردی
ای تاجر دزد
ای سر به مهر
با باد کوه آتش دلمان
یه روزی خاکستر میشی
نم نم بارون و
غم من داغون و
رد دادن تماس و
روشن کردن سیگار
یه شام سرد و
یه چای تلخ و
پرت کردن گوشی و
جاری شدن اشکم
یه شعر تازه و
یه یار رفته و
یه قاب عکس و
صدای هق هقم
صدای در زدن و
آمدن دوست و
لبخند زوری و
گریه دوستم
بغل کردن و
دو سیگار و
دو بن بست و
کم شدن غمم
چسبیده به من روی موتور
میگه گاز بده بی خیال ترمز
میگم چراغ قرمزه
میگه برو ما که سبزیم
و میگذرم از چراغ قرمز
میگم دیوونگی هم حدی داره
میگه زیر بارون کیف داره
و یهو ساکت میشه
میگم حالت خوبه
میگه تشنه تنتم
و میبوسه پشت گردنم و
و میزنم کنار
و رو به روش میشینم روی موتور
و میبوسمش با طمع بارون