یادگاری

همه چیز اینجاست

75i

در دلمان نقشِ یاری است که نیست

کنارمان هر که هست جایگزینِ دیگری است

اینگونه است که رونق گرفته بازارِ

طلاق و جدایی و تنهایی

۲۱ مهر ۰۰ ، ۱۶:۵۷ ۰ نظر
فریدون حیدریان

74i

شکست

و تازه فهمیدند

که لیوان بود

۰۹ مهر ۰۰ ، ۲۰:۲۲ ۱ نظر
فریدون حیدریان

73i

خاکِ زیرِ پا گوید

که عاقبت در آغوشِ منی

هر چه خواهی بکن

که در زندانِ من نیست رهایی

۲۵ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۵ ۰ نظر
فریدون حیدریان

72i

با خرافه ریشه کرده

و معجزه خواه از هیچ مانده

خود برای خود بن بست ساخته

و سنگی به پنجره ها نزده

۱۹ شهریور ۰۰ ، ۲۱:۵۷ ۰ نظر
فریدون حیدریان

71i

من آن شمع ام

که در روز بیهوده مُردم

چون قاصدک ها

از شبِ پروانه گفتند

۱۶ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۴۲ ۰ نظر
فریدون حیدریان

70i

آنچنان آرام تر از مرگِ سکوت

با ستاره ها نظربازی میکند

که نمیدانم فارغ از غوغایِ جهان است

یا غرق در اوضاعِ جهان

۱۱ شهریور ۰۰ ، ۱۲:۳۱ ۰ نظر
فریدون حیدریان

69i

ستارگانِ شبِ گیسویِ نگارم

به قلبِ من خوش آمدید

۰۹ شهریور ۰۰ ، ۰۲:۳۳ ۰ نظر
فریدون حیدریان

68i

مانندِ کلیدی شکسته در قفل

شکستی و

در دلم ماندی

۰۶ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۳۷ ۰ نظر
فریدون حیدریان

67i

نمیدانستم

که برده وار عنکبوت او هستم

و دارِ خود به سفارش او میبافم

۰۲ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۱۱ ۰ نظر
فریدون حیدریان

66i

سرم کوه و

دلم دشت و

دیده ام

ابرِ سکوت

...

درخت و سبزه نمیدهی ؟

باران و چشمه چطور ؟

من پرنده و امید میخواهم

نقاشِ ترور

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۱:۰۴ ۰ نظر
فریدون حیدریان