یادگاری

همه چیز اینجاست

۴۷۹ مطلب توسط «فریدون حیدریان» ثبت شده است

73i

خاکِ زیرِ پا گوید

که عاقبت در آغوشِ منی

هر چه خواهی بکن

که در زندانِ من نیست رهایی

۲۵ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۵ ۰ نظر
فریدون حیدریان

72i

با خرافه ریشه کرده

و معجزه خواه از هیچ مانده

خود برای خود بن بست ساخته

و سنگی به پنجره ها نزده

۱۹ شهریور ۰۰ ، ۲۱:۵۷ ۰ نظر
فریدون حیدریان

71i

من آن شمع ام

که در روز بیهوده مُردم

چون قاصدک ها

از شبِ پروانه گفتند

۱۶ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۴۲ ۰ نظر
فریدون حیدریان

70i

آنچنان آرام تر از مرگِ سکوت

با ستاره ها نظربازی میکند

که نمیدانم فارغ از غوغایِ جهان است

یا غرق در اوضاعِ جهان

۱۱ شهریور ۰۰ ، ۱۲:۳۱ ۰ نظر
فریدون حیدریان

69i

ستارگانِ شبِ گیسویِ نگارم

به قلبِ من خوش آمدید

۰۹ شهریور ۰۰ ، ۰۲:۳۳ ۰ نظر
فریدون حیدریان

68i

مانندِ کلیدی شکسته در قفل

شکستی و

در دلم ماندی

۰۶ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۳۷ ۰ نظر
فریدون حیدریان

67i

نمیدانستم

که برده وار عنکبوت او هستم

و دارِ خود به سفارش او میبافم

۰۲ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۱۱ ۰ نظر
فریدون حیدریان

66i

سرم کوه و

دلم دشت و

دیده ام

ابرِ سکوت

...

درخت و سبزه نمیدهی ؟

باران و چشمه چطور ؟

من پرنده و امید میخواهم

نقاشِ ترور

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۱:۰۴ ۰ نظر
فریدون حیدریان

65i

در خویش میگریم دگر

اشکم رفیقِ راه نیست

گویی که درد این وطن

با هیچ مرهم ساز نیست

...

صندوقِ رای و نوکران

بازی و بازیگر همان

امید برای آن سراب

با یک کلاه ساده لوحان

...

از یاد بردید خون و دار

آبان و قتلِ بی کران

رای تو هست تمدیدِ خون

خون بازی یا خورنده آن

۲۶ خرداد ۰۰ ، ۱۹:۵۱ ۰ نظر
فریدون حیدریان

64i

شبیه یک شیشه

آنقدر تمیزی

که حس میکنم نیستی

۰۶ خرداد ۰۰ ، ۲۲:۱۵ ۰ نظر
فریدون حیدریان